لحظه هایی هستند که هستیم..

لحظه هایی هستند که هستیم..
چه تنها،چه در جمع...اما خودمان نیستیم...
انگار روحمان می رود، همان جا که می خواهد...
بیصدا!!! بی هیاهو!!!همان لحظه هایی که...
راننده آژانس می گوید: رسیدین!!!
فروشنده می گوید: باقی پول را نمی خواهی؟؟!!
راننده تاکسی می گوید: صدای بوق را نمی شنوی؟؟!!
و مادر صدا می کند: حواست کجاست؟؟!!
ساعت هایی که...شنیدیم و نفهمیدیم...خواندیم و نفهمیدیم...دیدیم و نفهمیدیم...
و تلویزیون خاموش شد....آهنگ بار دهم تکرار شد!
هوا روشن شد....چای سرد شد....در یخچال باز ماند...
و در خانه را قفل نکردیم!!!و نفهمیدیم کی رسیدیم به خانه!!!!و کی عوض شدیم!
و چطور یکباره آنقدر بزرگ شدیم...
و موهای سرمان سفید شد...
و از آرزوهایمان کی گذشتیم؟؟!!
و کی دیگر برای همیشه فراموش کردیم ؟؟!!
و کی فراموش شدیم!!!
دیدگاه ها (۱)

ﺧﺪﺍﻱ ﻗﺸﻨﮕﻢﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ ...ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ ...ﻣﻲ ...

غــرق دردم ولــے مے خـنـدمخـنـده اے کـه تـلـخیـش را...فـقـط ...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

part 11

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:8 تو یه چشم به هم زدن آخر هفته رسید.با مادرم به س...

I can be myself with himPart⁹⁵شب شده بود و پسرا توی هال نشست...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

فاصله یک لبخند تا جنون

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط