وقتی مجبوری ازمایش خون بدی ولی فوبیای اون رو داری

وقتی مجبوری ازمایش خون بدی ولی فوبیای اون رو داری

نامجون:یاا بیا بریم
ا/ت:نمیخوامم
نامجون:ترس نداره که
ا/ت:خب من میترسمم
نامجون:قشنگ من؟
ا/ت:نوچ
نامجون:بیبیم؟
ا/ت:نوچ
نامجون:قاصدکم؟
ا/ت:*زیر چشی نگاش میکنی*نوچچ
نامجون:ماه درخشانم؟
ا/ت:نوچچچ
نامجون:*گوشه لبتو میبوسه*دارلینگم؟
ا/ت:عههه
نامجون:*میخنده*قول میدم دردت نیاد باشه؟
ا/ت:اگه دردم اومد چیی؟
نامجون:اونجا رو آتیش میزنم*میخنده
ا/ت:یاا*دست به سینه نگاش میکنی
نامجون:جدی بودم..اگه دردت اومد اونجا رو اتیش میزنم*براید بغلت میکنه
ا/ت:یاا بزارم زمین
نامجون:حق ندارم ستارمو بغل کنم؟
ا/ت:نه خب ولی بقبه چپ چپ نگامون میکنن خبب
نامجون:جرم نیست که..اگه جرمه حاظرم مجرم بشم ولی تورو بغل کنم..

خبب با اینکه ریدمش ولی قابل خوندنه🤭
این پارت شرط نداره هروقت عشقم بکشه مینویسمش😍
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی مجبورن ترکت کننا/ت:تو دوسم نداشتی نه؟..از..از همون اولش...

وقتی مجبورن ترکت کنن‌(ادامه)جونگین:شاید یه روزی،یجایی،یه ساع...

وقتی بچه های فامیل اذیتش میکنن(ادامه)بومیگو:*درحال خوردن بست...

وقتی بچه های فامیل اذیتش میکننیونجون:عه بچه بیا پایینبچه:برو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط