پاره‌هایی از من‌ در دست باد افتاد؛ شاید اگر مرا می‌بوسیدی

پاره‌هایی از من‌ در دست باد افتاد؛ شاید اگر مرا می‌بوسیدی، تکه های تنم از متلاشی شدن درمانده می‌شد. اما حالا من از دست رفته‌ام. سراغ مرا از بادهای حوالی خانه‌ات بگیر. گرچه بی حوصله‌ام اما هنوز تماما به تو اشتیاق دارم..
دیدگاه ها (۱)

احساس تنهایی باشکوهه؛ اما زمانی که اونو درک کنی. اینجوری توو...

[ می‌تونم بگم من در تنهایی آدم بهتری‌ام؛ همونطور که درخت در ...

بالاخره کم یا زیاد، یک سری اتفاقات در زندگی هست که آدم اصلا ...

افسردگی واقعا کثافت‌ترین مریضی جهانه. به نقطه‌ای میرسونتت که...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

چند پارتی✨مردی در ساحل...[پارت اول]باد آرام، پرده‌های سفید خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط