شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
آه ای گنجشکهای مضطرب شرمنده ام
لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد
من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند
نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیــــر کردی نیمـه ی عاشق ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد
دیدگاه ها (۱)

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو...

درد بی درمان شنیدی؟ حال من یعنی همین! ...

هیچوقت معنی این جمله معلمکه پای تخته سیاه توضیح داد را نفهمی...

بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی، خمش می‌کنی. هر چه ...

ـشانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خـشت و خشت و آجر و آجر ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی, ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد ، خشت خشت و آجر آج...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

دیر کردی نمیه عاشقترم را باد برد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط