ما این همه سخت جان نبودیم ، شدیم!

ما این همه سخت جان نبودیم ، شدیم!
محتاج به دیگران نبودیم ، شدیم!
در آینه ها به خویش هم مشکوکیم
ما مردم بد گمان نبودیم ، شدیم!
یک روز تمام سفره ها برکت داشت
محتاج دو لقمه نان نبودیم ، شدیم!
رعیت به نیاز خانِ دِه شوکت داشت
منّت کش لطف خان نبودیم ، شدیم!
تاریخ گواهی بدهد ما این قدر
درمانده و ناتوان نبودیم ، شدیم!
این ها همه درد است که پیش از این ها
راضی به بیان آن نبودیم ، شدیم!
دیدگاه ها (۳۵)

تو را به آب میدهم, برآب هم شدی ,شدیبه ضرب اوج موجها ,خراب هم...

دلم اشفته ی ان مایه ی ناز است هنوزمرغ پر سوخته در پنجه ی باز...

من روی درختان افرا و انجیردلتنگیهایم را می نویسمو روی نوشته ...

آتیشم نزن از بوسه ی مستانه،دوبارهمن توبه نکردم که خورم باده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط