اگرچه نسیم وار از سر ِ عمر ِ خود گذشته ام و بر همه چیز ای

اگرچه نسیم وار از سر ِ عمر ِ خود گذشته ام و بر همه چیز ایستاده ام و بر همه چیز تامل کرده ام ، رسوخ کرده ام ؛

اگرچه همه چیز را به دنبال ِ خود کشیده ام : همه ی حوادث را ، ماجرا ها را ، عشق ها و رنج ها را به دنبال ِ خود کشیده ام و زیر ِ این پرده ی زیتونی رنگ که پیشانی ِ آفتاب سوخته ی من است پنهان کرده ام ،

اما من هیچکدام ِ این ها را نخواهم گفت

لام تا کام حرفی نخواهم زد

می گذارم هنوز چون نسیمی سبک از سر ِ بازمانده ی عمرم بگذرم و بر همه چیز بایستم و در همه چیز تامل کنم ، رسوخ کنم . همه چیز را به دنبال ِ خود بکشم و زیر ِ پرده ی زیتونی رنگ پنهان کنم : همه ی حوادث و ماجرا ها را ، عشق ها و رنج ها را مثل ِ رازی ، مثل ِ سرّی پُشت ِ این پرده ی ضخیم به چاهی بی انتها بریزم ، نابودشان کنم و از آن همه لام تا کام با کسی حرفی نزنم ...

شب همگى خوش....



kurd man
1/10/2014
kurdestan
arbil
دیدگاه ها (۵)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

خانوم مدیرعاملبعضی آدم‌ها درست در زمانی وارد زندگی‌ات می‌شون...

پارت ۲: انتخابی که برگشت ندارهسکوتِ اتاق فقط با صدایِ ریزِ ب...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

Destiny part 16

نمیبخشمت p.23

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت: 23 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین دقیقاً روبه‌روی من ایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط