برادر شهیدم امروز روزی بود که تو به آرزویت رسیدی ....اما

برادر شهیدم امروز روزی بود که تو به آرزویت رسیدی ....اما برای من روزیست که صفا و شادی از خانه ی پدرمان میرود ....دیگر آن خنده های زیبایت را ندارم ...دیگر آن شوخی های بینمان تمام شد ...دیگر به لب خنده ای از ته قلب ندارم ...ببین خواهرزاده ات را که چطور نام تو را به زبان آورد قبل از اینکه حتی کلمه ای را یاد گرفته باشد،به عکست اشاره میکند و صدایت میکند دایی...کجایی که بغلشان کنی و باز نصیحتم کنی که خوب تربیتشان کنم...امروز روزیست که تکه ای از قلبم جدا میشود و تا آخر عمرم با قلبی پر از درد زندگی میکنم...کجایی غمخار خواهر ...با کی درد دل کنم زمانی که خستم... حالا فقط مزارت آرامشگاه من است .داداش کمیل دلتنگتم ...
✨ به نقل از خواهر شهید کمیل صفری تبار✨
دیدگاه ها (۲)

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

پارت ۲ ویو ا.ت به جونگ کوک پیام دادم که با تهیونگ میرم و اون...

پارت ۱۷هان: آخ سرم درد میکنه(لحجه بچه کوچولو ) کوک: سلام آق...

از گلورینا به ایرزاک....✉ سلام عزیزترینماز حال این روزهایم ب...

پارت :دوازده همین کم بود سرما بخوری

black dream p33

*ات*ازم گرف و عین خرگوش کوچولوا اروم میخوردش. لبخندی زدم. که...

خیلی سخته با بغـــــــــــض بنویسی با خنــــــــــــده بخوان...

سلام روز ادينه بخيرمتن داراي شوخي دارد خداي نا كرده قصد توهي...

*_* زندگی متفاوت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط