دو تا قمری نشسته روی دیوار*

دو تا قمری نشسته روی دیوار*
به لب خاموش وازدل همزبانند*
نهاده سر به روی شانه ی هم *
حدیث عشق را هم داستانند *
دیدگاه ها (۴)

با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه*با خبر باش که من غرق گناه...

تا کی دل من چشم به در داشته باشد*ای کاش کسی از تو خبر داشته ...

ندانم این نسیم بال بسته *چه خواهد کرد با جان های خسته*

گلی بودی به باغ عمرسرمستچه زودای راحت جان رفتی ازدستهمه گوین...

سال‌ها جنگیدی بی‌آنکه نامی از تو در میان باشد؛ و حالا در این...

فراتر از رویا باشدر دلتنگی هایم جای بگیربریز قدح بوسه رابر ر...

دمت گرم پلیس باغیرت!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط