ددیفاکر

ددی_فاکر

پارت ۹۵

وقتی کوک رسید ب خونه جدید متوجه شد ک ساناکو داخل ماشین خوابه
پیاده شد و اونو براید استایل از تو ماشین در اورد...

کوک:: او..چه سنگین شده این.

بردش داخل و وارد یکی از اتاقا شد..اونو آروم گذاشت رو تخت و شروع کرد ب دراوردن لباساش
مراقب بود ک بیدار نشه..وقتی لباساشو در اورد دوباره ی لباسای دیگه تنش کرد
برگشت و رفت ی دوش گرفت و بعد اومد رو تخت کنار ساناکو دراز کشید

فکرای جدیدی میومد تو ذهنش...اینکه باید بچشو بدون مامان بزرگ کنه و اگه بچه رو تنهایی بزرگ کنه و بچه سراغ مامانشو بگیره...اگه از اینکه ساناکو رو بیگناه پس زد ناراحت بشه و از کوک متنفر باشه و....
فکر و خیال دس از سرش بر نمیداشت
احساس میکرد وقتی وارد ی مرحله جدید بشه هیچی درست نمیشه بلکه بدتر میشه...کلافه دستشو برد لای موهاش و چنگشون زد
بعد روشو سمت ساناکو کرد و آروم دستشو رو گونش نوازش وار میکشوند
تصمیم گرفت ی مدت باش خیلی خوب برخورد کنه ک تو دوران بارداری عصبی یا ناراحت نشه ک بش فشار بیاد
چشاشو بست و پتو رو روی خودشو ساناکو کشوند و بخواب رفت

انگار ن انگار دوباره مرتکب قتل شده...قتل همسرش..همسری ک بعدها فهمید خاطر خواه پول و قدرتش بود ن خودش....

#dasam
دیدگاه ها (۰)

ددی_فاکرپارت ۹۶صبح کوک از خواب پاشد..ساناکو رو ندیدنگران پاش...

ددی_فاکرپارت ۹۷ب زایمان ساناکو حدودا فقط یه ماه مونده بود؛اذ...

ددی_فاکرپارت ۹۴جونگ میونگ اصلحشو گرف سمت ساناکو و آماده بود ...

ددی_فاکرپارت ۹۳کوک:: هرچی قرار گذاشتینو کنسل کن من نیستم& ول...

کوک میخواست صورت ات سمت خودش نگه داره ولی ات ترسید و فک کرد ...

‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲🍷پارت: ۲۸+ کمککک این سگه میخواد منو بخوره ( جیغ ) ...

اشتباه‌خاص!پارت⁵-:لباساشو عوض کرد..اروم ب سمت مبل پسر اومد.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط