دوست پسر من

دوست پسر من

پارت دهم (اخر)


_:ارههههههه


تهیونگ:بدو ببریمش دکتر

_:گذاشتمش تو ماشین سریع رسوندیمش تو اتاق عمل

دکتر اومد بیرون بهم گفت:

دکتر: خدارو شکر زنتون زود رسوندید


جولیا :سلام جونگ کوک خوبی ؟

_:اره

جولیا :چه خبر .ا/ت کوش؟

_:اوردیمش دکتر .

جولیا:دکتر ؟

_:اره تیر خورد تو دستش .راستی بارداره

جولیا :چی میگییییی .آدرس بفرس

تهیونگ:داداش ببخشید واقعا نمی دونستم .


_:اشکالی نداره . فقط دیگه بیخیال عشق به ا/ت شو و عاشق کس دیگه ای باش بهتر ه؟


تهیونگ :باشه داداش ممنونم که بخشیدیم


جولیا:سلام کوک ا/ت کوش ؟


_:تو این بخشه.

تهیونگ :این کیه ؟

_:دوستش .چیه عاشق شدی؟

تهیونگ:فک کنم.

روز بعد.


دکتر:خانمتون مرخصه میتونید ببریدش.

_:مرسی اقای دکتر.

دو پارت داره... منتظر باشید.
دیدگاه ها (۱)

دوست پسر من پارت دو ۱۰_:ا/ت رو بردیم خونه و تو راه گفت برام...

بچه ها ممنونم که تا اخر این رمان باهام بودین*^*

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟧از زبان ا/ت : با صدای یک خانومی از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط