مدد کن ساز من امشب ، که من شوریده چون مجنون تنهایم ! بیا

مدد کن ساز من امشب ، که من شوریده چون مجنون تنهایم ! بیا با من بیا و با نوا و شور و ماهورت ، رهایم کن از این رخوت که جانم را به صد اندوه می خواهد ، مدد کن ساز من امشب ! فدای زنگ مضرابت ، فدای آن فراز و آن فرود و نغمه های ناب بالایت ، دلم تنگ و دلم تنگ و دلم تنگ ، به هر شوریده حالی چون خودم هر دم زنم چنگ ، مرا بنواز امشب یار دیرین ، فدای نغمه هایت جان شیرین ، که من شوریده چون مجنون تنهایم !!!
دیدگاه ها (۱)

اگر کسی را یافتی در لبخندت ، غمت را دید ... در سکوتت حرفهایت...

خنده دار است ! به شاعر بگویی : ابراز علاقه نکن ! مهربان نباش...

به گلها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خو...

عمری گذشت و ساخته ام با نداشتنای دل! چه خوب بود تو را هم ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط