♥نثار اولین لبخند♥

♥نثار اولین لبخند♥
ی خاطره ای از شغلم بگم بدنیست بخونید...
ی خانمی بعدازسالها نازایی صاحب فرزندی شده بود..موقعیکه نوزاد متولد شد مادر با اشتیااق وصف نشدنی گفت:بچه امو بیاار ببینم..نوزاد در آغوش مادر قرارگرفت مادر قربون صدقه بچه اش میرفت و با مهربانی باهاش حرف میزد درهمان حین نوزادی که لحظاتی از تولدش نگذشته بود لبخندی بسیار زیبا نثار مادرش کرد.... همه ماا تعجب کردیم..
هیچوقت این خاطره رو فراموش نمیکنم..
دیدگاه ها (۸)

و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه ...

آن کس که به دست جام دارد سلطانی جم مدام دارد ...حافظ

فرشاد امیری زندگی کردم حتی ب غلط

زیباترین...

دختر زیبا..

الو ممد

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

حوصله خواندن ندارمحوصله نوشتن هم ندارماین همه دلتنگی دیگر نه...

❤👒... من بے تو...یڪ واژه‌ے سادہ بیش نیستماما ڪنارت، همچون......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط