سردم شده بدجور عزیزم بغلم کن

سردم شده بدجور عزیزم بغلم کن
یخ کردم از این سوز دمادم بغلم کن

این شهر همه در پی حرفند و حسودند
آهسته و پیوسته و کم کم بغلم کن

من داوطلب آمده ام تا که بمیرم
اینجاست همان خط مقدم بغلم کن

گیریم که پیش از همه با این عمل زشت
رفتیم جهنم، به جهنم بغلم کن

حتی بشود محشر عظمی همه دنیا
ای رهبر دل های معظم بغلم کن

انکحت و زوجت دلم عاقد و شاهد
ای عشق شدم من به تو محرم بغلم کن



روزتون شاد.
دیدگاه ها (۱)

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پر از اشک صدایش ...

چی بگیم،،!

ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻭ ﻏﻢ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻋﺒﻮﺭﮐﺎﺵ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﻤﯽ ﺣ...

به قول سهراب ؛باغبانی پیرم ... ، که به غیر از گلها ، از همه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط