ازدواجاجباری

#ازدواج_اجباری
Part 9
لینو : نه امادس ولی دست من نیست
پ.ل : یعنی چی پس دست کیه؟😠
لینو : مگه نگفتی بدم دست خودت 😑😒
پ.ل : ا...اها اره
م،ل : یااااا....بسه دیگه شامتونو بخورین
لینو : اوکی
ویو راوی **
بعد از خوردن شام همه بلند شدن و به سمت اتاقشون رفتن و بعد از چند دقیقه بابای لینو خدمتکار خصوصی خانواده رو صدا کرد یعنی به یکی از خدمتکارا گفت تا صداش کنن
پ.ل : به سئو بیاد اتاقم
خدمتکار : چشم ارباب (تعظیم )
بعد از صدا کردن خدمتکار آقای سئو اومد و در اتاق بابای لینو رو زد
(علامت آقای سئو + )
+:بله آقای لی کارم داشتین
پ.ل : آره.......ساعت چنده ؟
+ : ساعت.....ساعت الان ۵ دقیقه مونده با ساعت ۱۰
پ.ل : ساعت ۱۰ میری به پسرم میگی آماده شه برای رفتن دنبال اون دختر که قراره بشه عروسم .......پولا دست توعه
+ : بله حتما بهشون میگم.....ببخشید ولی کدوم پول ؟
پ.ل : کدوم پول ؟ همون ۶۰۰ میلیون دلا....
+: ا...اها فهمیدم بله دست منه
پ.ل : چیزی که ازش کم نشده
+: خیر
پ.ل : خیلی خب دیگه برو بیرون و کم کم به پسرم بگو آماده شه ماشین هم آماده کن ، اتاق و وسایل های اون دختر هم آماده کن
+ : بله چشم همه ی این کار ها رو انجام شده بدونین ، با اجازه من دیگه برم
پ.ل : باشه ....برو
دیدگاه ها (۰)

#ازدواج_اجباری Part 10ویو راوی **بعد از صحبت با آقای لی همه ...

#ازدواج_اجباری Part: 11لینو به سمت حموم رفت و ی دوش 10 مینی ...

#ازدواج_اجباری Part:8لینو از شرکت خارج شد و به سمت ماشینش که...

عکس جدید برای فیک جدید #درخواستی_جدیداسم فیک : #مافیایِ_عاشق...

فیک تبp13

عشق دو طرفه پارت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط