ای بی‌خبر بکوش که

ای بی‌خبر بکوش که
صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی
کی راهبر شوی؟؟؟

دست از مس ِوجود
چو مردان ره بشوی
تا کیمیای عشق
بیابی و زر شوی...
دیدگاه ها (۳)

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

🌸حرف بزن...اما طوری حرف بزن که بدانی خدایت راضی است و به تو ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

پارت ۳۸ صدای قدم‌ها در راهروی خالی بیمارستان می‌پیچید.تق... ...

پارت ۳۳ — «بهایی که برای یک تصمیم گذاشته بودند»چند روز بعد، ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 215♡⁠。⁠)صبحانه ...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط