دردها م چد از حال و هوا سفرش

دردها مي چكد از حال و هواي سفرش

گرد غم ريخته بر چادر مشكي سرش


تك و تنها و دو تا چشم كبود و چند تا ...

كودك بي پدر افتاده فقط دور و برش


ظاهراً خم شده از شدت ماتم اما

هيچ كس باز نفهميده چه آمد به سرش


روزها از گذر كوچه آتش رفته

اثر سوختگي مانده سر بال و پرش


همه بغض چهل روزه او خالي شد

همه كرب و بلا گريه شد از چشم ترش
دیدگاه ها (۳)

سلام آقا ممنون که اجازه دادی پاهام لایق امدن سمت حرمت باشن آ...

.

نــامه هايي که برای آمدنـت انداختیـم در چاه جمکـران رکوردِ ن...

اللهم عجل لوليك الفرجفیلم مریم مقدس یادتونه ؟اون آخرش ؟وقتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط