تا تو بودی نازنین، من هم بهاری داشتم

تا تو بودی نازنین، من هم بهاری داشتم
با حضور چشم تو من غمگساری داشتم

لحظه هایم را نفسهایت به یغما برده بود
با تب لبهای تو، من هم قراری داشتم

ناز میکردی و دل میبردی از من همچو ماه
با همین ناز و ادا من روزگاری داشتم

خنده های آهوانه، چشمهای مست تو
دلبرانه لحظه های بی قراری داشتم

با خیالت دلخوشم، حتی میان خواب هم
با لب و با بوسه هایت گیرو داری داشتم

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه #دلتنگی
‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌
دیدگاه ها (۰)

تا تو بودی نازنین، من هم بهاری داشتم با حضور چشم تو من غمگسا...

تا تو بودی نازنین، من هم بهاری داشتم با حضور چشم تو من غمگسا...

با قلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری می...

باقلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری میک...

با قلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری می...

با قلموی خیالت یادگاری میکشم...یک قفس بی پنجره با یک قناری م...

با قلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری می...

باقلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری میک...

با قلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری می...

با قلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط