باید در امتداد باد گیسو رها کنی

باید در امتداد باد گیسو رها کنی

مضمون شعر تازه ای از نو بنا کنی

 

دستی به چین دامن و دستی به روسری  

اینگونه باد را به خودت مبتلا کنی

 

این واژه های لال غزل پس نمی دهند

با شورشی دوباره مگر کودتا کنی

 

جان را به یک کرشمه ی تو نقد میکنم

گیرم در این معامله با ما ربا کنی

 

سمفونی سکوت مرا نت به نت بخوان

تا بغض های کال غزل را صدا کنی

 

خورشید بی نشان،  طلوعی دوباره کن

شاید مرا ز شب گریه هایم جدا کنی..
دیدگاه ها (۲)

قول دادم به خودم غصه تراشی نکنمفکر این را که تو باشی و نباشی...

سخت است که معتاد نگاهی شده باشیدیوانه ی چشمــان سیاهی شده با...

می خواهم و می خواستمت تا نفسم بودمی سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشویکه بیایی و در این تنگیِ دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط