مافیای من

مافیای من
Part 38
☆دایون(آروم)
*هوم؟
☆فکر کنم سر این دوتا به جایی خورده
*منم همین نظر رو دارم آخه تو باورت میشه این دوتا قبل از اینکه باهم ازدواج کنن چقدر از هم بدشون میومد
☆نه اصلا
_چی دارین پچ پچ میکنین؟ بگین منم بشنوم
☆هیچی
ویو لینو
یجی اومد پایین و گفت که بریم زیاد حالش خوب نبود پس تصمیم گرفتیم زودتر بریم که یه یجیو ببرم دکتر
برای بار آخر نگاه به همجا کردم و اومدم بیرون و در خونه رو قفل کردم چمدونا رو گذاشتم داخل ماشین میخواستم سوار شم که دیدم هان و دایون دارن بحث میکنن
_چیزی شده؟
☆دایون با ماشین خودش اومده ولی میخواد با من بیاد
_خب بعد ینفر رو بفرستین بیارتش
☆منم همینو میگم ولی دایون میگه نه
_پس تو همینجا بمون
*با منی؟
_اره
*چرا باید اینجا بمونم
_آخه باهوش چطوری میخوای هم سوار ماشین هان بشی هم ماشین خودت
*راست میگی ها
_ماشینتو همینجا بزار وقتی رسیدیم سئول ینفرو بفرست بیارتش
*اوممم اوکی
☆یجی حالش چطوره؟
_یکم تب داره
☆خب پس سریعتر بربم تا حالش بدتر نشده
_باشه بریم
ویو یجی
وقتی راه افتادیم تمام بدنم درد میکرد و سرم از شدت درد داشت میسوخت ولی سعی میکردم چیزی بروز ندم تا یوقت لینو نگرانم نشه سعی کردم یکم بخوابم که موفق شدم
.
.
.
. وقتی رسیدیم سئول یجی هنوز خواب بود از هان و دایون خدافظی کردمو را افتادم طرف بیمارستان
+رسیدیم؟
_اره
+میشه زودتر بریم خونه
_اما باید بریم بیمارستان
+من حالم خوبه
_حالی که من ازت میبینم اینو نمیگه
پرشش زمانی به داخل اتاق دکتر
دکتر: خب خانم هوانگ یجی براتون چند تا قرص مسکن مینویسم با یه آمپول برای کاهش تب تون
+آ.. آم. آمپول؟
دکتر: بله مشکلی هست
تا خواستم چیزی بگم لینو پرید وسط حرفم
_نه مشکلی نیست ممنونم
_پس با اجازتون
_بریم عزیزم؟
+اوهوم
+هی لینو
_جانم
+میشه آمپول رو نزنم؟
_چرا؟
+یکم میترسم
_ترس که نداره اگه اون آمپول رو بزنی دیگه مجبور نیستی اینهمه درد رو تحمل کنی
+من حاضرم این همه درد رو تحمل کنم ولی آمپول نزنم لطفا یه کاری کن
.
.
لینو همون موقع کرمش گرفته بود و مجبورم کرد آمپول رو بزنم منم باهاش قهر کردم
(داخل ماشین)
_باهام قهری؟
........+
_میشه باهام قهر نکنی؟
.......+
_اگه باهام آشتی کنی قول میدم که یروز کامل هرکاری رو که بگی انجام بدم
+دوروز
_باشه دوروز
+برو بیرون
_چی؟
+گفتم برو بیرون مگه نگفتی به هرچی بگم عمل میکنی
_ناراحتی از دستم؟
+اره
_ببخشید دیگه تو باید اون آمپول رو میزدی تا حالت بهتر بشه
+الان ارزش اینو داره که من باسنم درد گرفته؟
_باسنت درد میکنه
+اره
🤣🤣🤣🤣🤣_
+اگه کتک میخوای همینجوری بگو دیگه
_ببخشید عشقم
+گگگگگگ
دیدگاه ها (۱۰)

مافیای من Part 39 ...

مافیای من Part40 ®...

مافیای من Part 37 ب...

مافیای من Part 36 ه...

پارت ۵:(ویو کوک)صدای کلید اومد رفتم پایین دیدم مامان و بابا ...

هرزه ی حکومتی پارت ۲که کوک بلند شد و.... رفت سمت ا/ت ونشست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط