خسته ام از این زندان که نامش زندگیست

خسته ام از این زندان که نامش زندگیست
‌پس قشنگی های دنیا مال کیست ؟
باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست
ساختم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست؟
دیدگاه ها (۸)

همیشه هم قافیه بودند “سیب” و “فریب”همه با هم میگوییم سیب و د...

وقتـــی می آیی به حـــوالی ِ انتــــظارم بی اعتـــنایی ام را...

اسمش آدم استاما تو باور نکنگاهی کاری می کند که از پس هیچ گرگ...

ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـتگـــر...

واای از ان روزی که زندانی عشق شدمزندان بان مرا رهاکنی آواره...

🦉واای از ان روزی که زندان🌎 را دیدم زندان بان مرا رهاکنی آوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط