چه قدر بی تو به سر بردن دشوار است

چه قدر بی تو به سر بردن دشوار است
رنگ های اتاق را می بینم
دل تنگ بر می خیزند
و سوی درختان بال می زنند
پس نیستی
چنین است
دیدگاه ها (۱)

دلم شکستبندش زدماما دیگه هیچوقت مثل اولش نشد . . .سخت شد،سرد...

نگو برات کاری نکردممن خیلی جاها میتونستم بگمازت ناراحتمولی ب...

برای دل کندن از ادمهازمان نیاز نیست …فقط کمیشهامت لازم است …

ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﺍﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﻤﺮﺩﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢﻫﻤﯿﻦ ﺩﯾﺮﻭﺯ ...

صدا نیستی اما،می‌شنومت تصویر نیستی اما،می‌بینمت آوا نیستی ام...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت سیزدهــم عشق به ت...

او در خلوتِ اتاقش، میانِ لکه‌هایِ رنگ و سکوت، نه تنها نقاشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط