مادربزرگ می گفت : دل هر آدمی دری دارد

مادربزرگ می گفت : دل هر آدمی دری دارد
می گفت : باید باز کنی در دلت را روی لبخند آدم ها
می گفت : هر کدام از این درها یک کلید بیشتر ندارند
می گفت : کلید دل آدم دست خود آدم نیست
می گفت : انگاری کلیدها را دم خلقت پخش کرده اند
بین آدم ها و هر کسی یکی برداشته برای خودش
می گفت بلند شو برو بگرد
بگرد ببین کلید قلب کیست توی دست هایت ؟
ببین کلید قلبت کجاست ؟
دیدگاه ها (۱)

این روزها برای تنها شدن کافیست صادق باشی...

امروز اومده بود دیدنم با یه نگاه مهربون همون نگاهی که سال ها...

کسانی که از خود می رنجانیم مثل ساعت هایی می مانند که صبح دلس...

همیشه میشه تموم کرد فقط بعضی اوقات دیگه نمیشه دوباره شروع کر...

امروز تولد کسیه که شاید برای خیلی‌ها فقط یه اسم بین کلی آدم ...

صدای شلیک

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

میبخشی پارت ۴

دو پارتی از نامجون پارت ۲از آشپزخانه صدای باز شدن یخچال و ظر...

چندپارتی جیهوپ

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p21کسی مقابلش ایستاد.از شدت ترمز، نزدیک ب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

یک شب، یک اشتباهساعت از یازده شب گذشته بود که رادین بالاخره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط