HIDDEN LOVE
HIDDEN LOVE
part5
جونگکوک:آجوماااا
(اومد بالا)
آجوما:بله
جونگکوک:اینو ببر به زیرزمین بنداز تا نگفتم هم غذا نده به بادیگارد ها هم بگو حواسشون باشه تا فرار نکنه فهمیدی؟؟
آجوما:چشم ارباب
(داره میبره زیر زمین)
بورام:آجوما ترو خدا منو نبر من میترسم از تاریکی
اجوما:دخترم نباید اون کارو میکردی
بورام:من واقعا نکردم چرا باید دزدی کنم اخه
اجوما:ببخشید ولی نمیتونم کاری کنم وگرنه خودم به دردسر می افتم منم به پول احتیاج دارم
بورام:(در حال گریه کردن)
(برو زیر زمین)
آجوما:ببخشید ولی مجبورم این کارو کنم
(درو بست قفل کرد)
ویو بورام:خیلی سرد بود هم تاریک نه پتو نه چیزی چجوری باید زنده میموندم نشستم زمین که یهو....
شرایط:۴ لایک
۳ کامنت
فیک بعدی قراره کوتاه باشه پس ایده بدید چجوری باشه و از کی باشه تو کامنتا😙
part5
جونگکوک:آجوماااا
(اومد بالا)
آجوما:بله
جونگکوک:اینو ببر به زیرزمین بنداز تا نگفتم هم غذا نده به بادیگارد ها هم بگو حواسشون باشه تا فرار نکنه فهمیدی؟؟
آجوما:چشم ارباب
(داره میبره زیر زمین)
بورام:آجوما ترو خدا منو نبر من میترسم از تاریکی
اجوما:دخترم نباید اون کارو میکردی
بورام:من واقعا نکردم چرا باید دزدی کنم اخه
اجوما:ببخشید ولی نمیتونم کاری کنم وگرنه خودم به دردسر می افتم منم به پول احتیاج دارم
بورام:(در حال گریه کردن)
(برو زیر زمین)
آجوما:ببخشید ولی مجبورم این کارو کنم
(درو بست قفل کرد)
ویو بورام:خیلی سرد بود هم تاریک نه پتو نه چیزی چجوری باید زنده میموندم نشستم زمین که یهو....
شرایط:۴ لایک
۳ کامنت
فیک بعدی قراره کوتاه باشه پس ایده بدید چجوری باشه و از کی باشه تو کامنتا😙
- ۵.۳k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط