سرچشمه رویش هایی، دریایی، پایان تماشایی.

سرچشمه رویش هایی، دریایی، پایان تماشایی.
تو تراویدی: باغ جهان تر شد، دیگر شد.
صبحی سر زد، مرغی پر زد، یک شاخه شکست : خاموشی هست.
خوابم بر بود ، خوابی دیدم: تابش آبی در خواب ، لرزش برگی در آب.
این سو تاریکی مرگ ، آن سو زیبایی برگ. اینها چه، آنها چیست، انبوه زمان ها چیست؟
این می شکفد، ترس تماشا دارد. آن می گذرد، وحشت دریا دارد.
پرتو محرابی ، می تابی. من هیچم: پیچک خوابی. بر نرده اندوه تو می پیچم.
تاریکی پروازی، رویای بی آغازی ، بی موجی ، بی رنگی ، دریای هم آهنگی!
دیدگاه ها (۴)

هلا: تنها به تماشای چه ای ؟بالا، گل یک روزه نور.پایین، تاری...

تاریکی ، پیچک وار ، به چپر ها پیچید، به حناها، افراها.و هنوز...

نه به سنگ:در جوی زمان ، در خواب تماشای تو می رویم.سیمای روا...

تقدیم به حضرت ام البنین(س) خانمی که تا خود خورشید قامت داشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط