پارت یک

پارت یک

از زبان هیناتا :
ساعت ۵:۰۰صبح بود داشتم میرفتم سمت باشگاه مثل همیشه با کاگیاما داشتم مسابقه میدادم که کی اول میرسه .

از زبان کاگیاما:

دوباره باهم مساوی شدیم ....هههه...
(نقطه نفس نفس زدنه)
هیناتا:
اره...ههه...
از زبان نویسنده :

رفتن داخل به اعضای باشگاه سلام کردن رفتن داخل رخت کن
از زبان گاکیاما :تو ذهنش
من هیناتا رو دوست دارم اما هنوز بهش نگفتم چون میترسم که جواب رد بشنوم اما یه روز وادارش میکنم که جواب اره بده

نویسنده :( این برای یه هفته پیشه )

توی رخت کن فقط هیناتا و کاگیاما بودن
موقعی که هیناتا لخت شد لباس عوض کنه کاگیاما یه لحظه نگاهش افتاد به بدن هیناتا نتونست تحمل کنه سری رفت سمت هیناتا و اونو به کمد ها چسبوند

از زبون هیناتا:
(سرخ سرخ شده بود بچم) ک..ا..گی. .یا..ما ..
از زبون کاگیاما :
هیسسسسس حرف نزن .

بعد نزدیک هیناتا شد و.......

تمام تا پارت بعد
اگه دوست داشتی نظر بده لایک و کامنت هم فراموش نشههههه

💞عالی 💕خوب 💓بد ❤️‍🩹باید روش کار کنی
دیدگاه ها (۱)

اپارت دومه :هیناتا ک:کاگیاما و کارکتر هاس دیگه اول اسمشونبعد...

بچه ها هرکی منو فالو میکنه فالو میکنم🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀✨️🎀

بچه ها رومانم درباره انیمه هایکیو هست امیدوارم خوشتون بیاد✨️...

میخوام رمان بنویسمممممممم

هیناتا و کاگیاما

پارت3کاگیاما : باشه بفرما & : هیناتا میره داخل و همون جا وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط