Part 9

Part 9

<ویو نونا>
نونا: جین خیلی خوشمزست
جین: مرسی
کوک: نه به اندازه ی لبای تو
یه چش غره ای بهش رفتم و کامل تموم شده بود رفتم بالا لباس پوشیدم و دویدم پایین
نونا: من میرم بیرون
کوک: کجا؟
نونا: پیش دوستام
کوک: اسماشون؟
نونا: هوفففف یونا، سونا، املی، مکث، فیلیکس"اسم پسر به ذهنم نرسید"
کوک: دوتا پسره نمیری
نونا: عههه ما اکیپ 6 نفره هستیم 4 تاش دخترهههه
کوم: نه همین که گفتم لباستم خیلی بازه
نونا: مود روزه اصلا دلم میخواد
کوک: غلط میکنی دلت میخواد "عربده"
نونا: نخواستم کفشتو پرت کردی اونور و رفتی اتاق درم بستی اونم محکم
"کاری که من میکنم وقتی با بابام قهرمم"
کوک: چش شد؟
جین: دخترا همینن بهشون گیر بدی همین میشن
کوک: به جهنم
ویو 6 ساعت بعد نونا خواب بودم بیدار شدم برم بیرون در قفل بود خب تشنمم بود الان چیکار کنممم؟
دیدگاه ها (۰)

Part 10 خب تشنم بود چیکار کنم؟ اها پنجره بازش کردم ارتفاع زی...

Part 7 <ویو نونا> رفتم خوابیدم، بیدار که شدم دست یکی دور بدن...

Part 6<ویو نونا> دستاش دور کمرم حلقه بود یعنی چی بیبی من بیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط