خاطره تلخ يک پسر:بادوست دخترم رفته بودم کوه، يهو لبه پرتگ

خاطره تلخ يک پسر:بادوست دخترم رفته بودم کوه، يهو لبه پرتگاه پاش ليز خورد، داشت مي افتاد با دستم، دستشو گرفتم، يهو ياد اون جمله افتادم که : عشقتو ول کن اگه برگشت مال توئه ، وگرنه مال يکي ديگه بوده... هيچي ديگه ولش کردم، برنگشت، کثافت مال يکي ديگه بود...
دیدگاه ها (۸)

چند پارتی

شاهزاده دوست داشتنی من

بهار بدون تو

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟑 ویو م.کلب‌هاش رو بهم فشار داد، نفس عمیقی...

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

?𝓪𝓻𝓽۴۳ات ویو دیدم سومین داره میره سمت کوک زود تر ازش دویدم س...

پارت ششم | دیگه هیچوقت نمیبینمش. پارک لاراـ لارا!صدای میچا ا...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط