عشق! به بازی مگیر دست و دلم را

عشق! به بازی مگیر دست و دلم را
مات چه باشم منی که شاه ندارم
دیدگاه ها (۲)

تورا که محو تو ماندند شاعران همگی چگونه وصف کند شعر عاشقانه ...

دلخوشم با نفسیحبّه قندیچاییصحبتِ اهلِ دلیفارغ از همهمه‌ی دنی...

وقتی من مقصر اشتباه هات خودم هستم چرا با دیگران بدم

من مهربون نیستم فقط دارم نقش بازی میکنم.چون حقیقتش حوصله نقش...

یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و با کیش رخت ما...

در بازی دل نگاه من مست تو بود*هربرگ دلم شکسته پابست تو بود*م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط