از من این است که تو را به نام بخوانم

از من این است که تو را به نام بخوانم
و مشتاق حرف حرف نام تو باشم
مثل کودکی که مشتاق تکه ای حلواست
مدت هاست نامت
بر روی نامه هایم نیست
از گرمی آن گرم نمی شوم
اما امروز در هجوم اسفند
پنجره‌ها در محاصره
می خواهم تو را به نام بخوانم
نمیتوانم نامت را در دهانم
وتو را در درونم پنهان کنم
کجا پنهانت کنم ؟
وقتی مردم تو را
در حرکت دستهایم
موسیقی صدایم
توازن گام هایم می بینند
دیگر نمی توانم پنهانت کنم
از درخشش نوشته هایم می فهمند به تو می نویسم ..
دیدگاه ها (۵)

هرگز داشته هایت را به نداشته هایت نفروششاید وقتی به نداشته ه...

بگذار از هم جدا شویمچون پرندگانی که در هر فصل ، از دشتها و ت...

سلامتی قاضی که جلوش چک گذاشتنگفتن هرچقد دوس داری بنویس ولی ب...

تو رها در من و من محو سراپای توامتو همه عمر من و من همه دنیا...

عاشقانه های شبنم

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.4(از زبون نویسنده: حالا د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط