من تاریخ آن شبی را که

من تاریخ آن شبی را که
درعمق وجود گریستم به
خاطر سپردم
نه برای آن شب
بلکه برای آن صبح
برای آدم دیگری که روز بعد به ان تبدیل شده بودم ........
دیدگاه ها (۲۴)

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شبصحبت از جان پیمبر به میان...

بگرفتم آن امانت که به شب سپرده بودم بدرخش بر جهانم که تو صبح...

*الحمدُ للّهِ على نعمةِ الحياةِ والعقل*سپاس خدا را برای نعمت...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

🌹ای کاش می‌توانستم بگویم که با من چه میکنیتو جانی در جانم می...

امیرحسین سوارپور

🌙 لیلة‌المبیت؛ شبی که عشق، معنای دیگری پیدا کرد...«لیلةالمبی...

آره دارم......اینبار واقعاً میرم و انجامش میدم ببخشید که وجو...

بروبچ من الان نزدیک چهار پنج روزه برای مسافرت اومدم تهران اگ...

@nouyan

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط