می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را 

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را 
می جویمت چنانکه لب تشنه آب را 

محو تو ام چنانکه ستاره به چشم صبح 
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را 

بی تابم آنچنانکه درختان برای باد 
یا کودکان خفته به گهواره تاب را 

بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل 
یا آنچنانکه بال پریدن ، عقاب را 

حتی اگر نباشی ، می آفرینمت 
چونانکه التهاب بیابان، سراب را 

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
دیدگاه ها (۱)

شریک عشق تو شدن یعنی عاشقی به سان یک مجنونیعنی قطره بارانی د...

گفتم :خدایا از همه دلگیرم. گفت :حتی من؟ گفتم :خدایا دلم را ر...

********

******

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط