اردیبهشت که می شود حال و هوای تو دردلم جان می گیرد انگار

اردیبهشت که می شود حال و هوای تو دردلم جان می گیرد انگار خاطره ای شیرین از عشقت در لابه لای یک بهار از عمرم جا خوش کرده است که مرا به قهوه ای دلچسب در کافه تنهاییهایم دعوت می کند
#زینب_میرزاییان #زیورآلات
دیدگاه ها (۱)

#تُ باید باشی ..تا صبح بخیر شود ..آفتاب در آسمان همه هست و...

وقتی که زندگی من هیچ‌ چیز نبودهیچ‌ چیز به جز تیک‌ تاک ساعت د...

هیتلری که شعر می گویدشبی که آفتاب می تابدو نیمه ی تابستانی ک...

غریب است.آدم غریب هم هر روز یک بار،و هر سال یک بار، دلش می گ...

در قابی از هنر دیجیتال، چهره‌ای جان می‌گیرد که تلفیقی است از...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت سوم

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط