در عکس هایش که برایم می فرستاد

در عکس هایش که برایم می فرستاد
همیشه تنها بود
در خیابان
پارک
خانه
فکر می کردم بی من
هرجا برود تنهاست
و من
چه ابلهانه
عکاس را ندید می گرفتم.
دیدگاه ها (۸)

وقتی رگ گردنت را میبوسمبا یک تیر دو نشان زده ام؛هم تو را بوس...

آدمها، قرار نیست یکدیگر را فقط با مرگ و از این دنیا رفتن از ...

کاشکی پیچَکی در آغوشَم بکشد،گُم کُنَد مَرا میان گیسُوانِ پُر...

👑

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ ☆پــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط