‏‪ بیگانه_ماندی_و_نشدی_آشنا_تو_هم#

‏‪ بیگانه_ماندی_و_نشدی_آشنا_تو_هم#
بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم

دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود
آخر شدی شهید در این کربلا تو هم

آیینه ای مکدرم از دست روزگار
آهی بکش به یاد من,ای بی وفا تو هم

چندی ست از تو غافلم ای زندگی ببخش
چنگی نمیزنی به دل این روزها تو هم

ای زخم کهنه ای که دهان باز کرده ای
چون دیگران بخند به غم های ما تو هم

تاوان عشق را دل ما هرچه بود داد
چشم انتظار باش در این ماجرا تو هم‬‬
دیدگاه ها (۱)

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

شمشیر بر تاریکی پارت۱۵

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط