رقابت عشق

رقابت عشق
پارت ده

ایلول : بله برک

برک علی : سلام ایلول میگم میتونی بگی لباسی که لیزگه میپوشه چه رنگه

ایلول : چرا‌

برک علی : میخوام به انور بگم

ایلول : اووووو که ست کنن

برک علی : اره ولی به لیزگه اصلا چیزی نگی منم به انور نمیگم که بت گفتم چرا رنک لباسش پرسیدم

ایلول : حله میخواد مشکی بپوشه

برک علی : خب تو چه رنگ

ایلول : من ابی

برک علی : حله خب بای

ایلول : بای

و بعد از اینکه قطع کردن ایلول میره بالا سر لیزگه

ایلول : بیداررر شو ساعت پنج عصره کلی کار داریم

لیزگه : باشه بابا

لیزگه بیدار شد ناهار خورد و رفتن خرید
وقت میکاپ گرفتن و لباساشون خریدن
و رفتن ارایشگاه برا میکاپ
و بعدش برگشتن خونه

ایلول : واییی بدووووو الان برک علی میاد

لیزگه : برک چقدر زود میاد ساعت ۸ اخه

ایلول : خب موهام حالت بده

لیزگه : تموم پاشو لباست بپوش

ایلول لباسش پوشید برک علی هم رسید

لیزگه : بدو برو منم اماده شم

خب ایلول رفت لیزگه ایلول میکاپشون ارایشگاه کردن و موهاشون خونه درست کردن

لیزگه : پنج دقیقه دیگه انور میرسههههه من لباسم نپوشیدم واییییییییی

لیزگه سریع لباسش پوشید رفت پایین که انورم همون لحظه رسید

خب اینم از پارت ده
دیدگاه ها (۱۲)

هعی اسدورم خیلی حیف شد🙂💔اصکی_به_شدت_ممنوع🚫

رقابت عشق پارت یازدهانور رسید و لیزگه سوار شدانور : خوشم میا...

رقابت عشق پارت نهفقط من لباسایی که خریدن الان‌تو پارت نه گذا...

مثل منو تو مایسا جونم🥲🥺https://wisgoon.com/aybike.i

پارت5یونا داشت کوک رو گیریم میکرد کوک: یونایونا: بلهکوک: ا...

part 12 " سوکوکو "

پارت ۲۸ویو اتتو آشپزخونه داشتم شام میپختم که ته اومد و با تع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط