#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲
پارت ۴
رفتیم داخل ماشین که تهیونگ ۳مین بعد اومد
+ خب یونگی هیونگ و مامانت گفتن بریم باهم برات خرید و بعدش میریم برای بانی کوچولو
^ بانی کوچولو کیه
- میخوای منم روت اسم بزارم خب بگو کوک یا جونگ‌کوک
+ بانی کوچولو این پسر کنار دستت هست اونه که الان جوش آورده
- باشه منم بهت میگم خرس عسلی خوبه
^ کوک اسم خوبی گذاشتی براش
+ بگو من که مشکلی ندارم
- باشه حالا برو که وقت نداریم
تهیونگ ماشین رو روشن کرد و بعد ۳ مین به بزرگ ترین فروشگاه سئول که می‌شد فروشگاه خودش رسیدیم
+ خب پیاده شید که اگه بانی کوچولو دیر برسه منو کشته
رفتیم داخل. با جیمین کلی خرید کردیم که ساعت حدودا ۵ونیم شده بود . رفتیم جیمین رو رسوندیم و به سمت خونه رفتیم .
+ قشنگم
- هوم
+ ناراحتی
- آره
+ چرا
- نمیزاری برم تولد دوستام
+ برو ولی شب عواقب گوش ندادن به حرفم رو میبینی
- هی من فردا میخوام برم بیرون
+ باشه منو نزن
رفتیم خونه منم یه دوش ۳ مینی گرفتم و اومدم لباسمو پوشیدم . موهامو حالت دادم و رفتم پایین.
- خرس عسلی من رفتم
+ مراقب خودت باش
- باشه
رفتم یه تاکسی گرفتم و رفتم خونه جین و نامجون . رسیدم هزینه رو حساب کردم و رفتم در زدم . جین درو باز کرد .
× بیا داخل
- جیمین هم اومده
× آره بیا بقیه برنامه رو بچینیم .
- باشه
رفتم داخل به مامان جین و نامجون سلام دادم و رفتیم یه گوشه .
÷ سلام جونگ‌کوک بشین
- سلام
^ کوک چرا رنگت پریده
- فاتحه منو بخونید
× چرا
- گفته شب نتایج سرپیچی از حرفاش رو نشونم میده
دیدگاه ها (۰)

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۵ - این اینجا چیکار میکنه × کی م...

#امگای_سرکش Part:8تهیونگ: سلام مرسی تو خوبی؟جیهوپ: اوهوم خوب...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۳ معلم و مدیر اومدن مدیر گفت وس...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ۲پارت ۲خودشو معرفی کرد = خب دوتا انتقا...

شب تولدم پارت 52فصل دوم پارت 23ات: ممنونم شب: جونگ کوک: خب پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط