درخواستی

#درخواستی
Part: ²

دیگه اینقدر کُتَگِت زد که از هوش رفتی ....

درمانگاه:
چشات رو اروم باز کردی و به دور و اطراف خیره شدی ....پرستار با روی مهربونی اومد سمتت و یه سرنگ به سُرُمِت زد ....

پرستار: خوبی عزیزم؟
ات: آ...آره حالم خوبه....
پرستار: جاییت درد میکنه ؟!
ات: نه چیزی نیست ...میخوام برگردم کلاس...
پرستار: ولی آخه ....
ات: ببخشید خانم پرستار اما‌ همین جوریش هم دیره ....

سُرُم رو از دستت کشیدی و از رو تخت پایین اومدی که کمرت بد تیر کشید و خوردی زمین....پرستار دویید سمتت ....

پرستار: تو که حالت خوب نیست ! ...
ات: نه ...چیزی نیست ....

از جات بلند شدی و از درمانگاه مدرسه بیرون اومدی...بچه ها بیرون از کلاسا بودن پس زنگه تفریح بود ‌.‌.‌.
خواستی بری سمت کلاس که باز کمرت تیر کشید و خواستی بیوفتی که یه نفر نذاشت ....
سرت رو بالا آوردی و با جونکوک روبه رو شدی ‌....

جونکوک: اینقدر کم جونی ؟
ات: ولم کن .‌‌‌...

دستت رو از دستش دراوردی و رفتی سمت کلاس ....
وارد کلاس شدی که یهو یکی زد از تو صورتت....سرت رو بالا آوردی که با جینا روبه رو شدی ....

جینا: هه جونکوک این بلا رو سرت آورده(نیشخند)
ات: به تو ربطی نداره !

خواستی بری سمت میزت که یهو گرفت از بازوت و انداختت زمین ...اینقدر بخاطر کتک های جونکوک بدنت خورد شده بود که جونه وایسادن نداشتی و سریع خوردی زمین ‌...

جینا: یه بارم باید از من کتک بخوری ....

اومد سمتت و خواست بزنه تو صورتت که یکی دستش رو گرفت ....جونکوک بود !

جونکوک: دوست دختره من رو از پشت بوم پرت کرده پایین تو چرا میخوای بزنیش!!!
جینا: ها...خ...خب لیا دوست منم بود و ....

یهو جونکوک محکم کوبید تو صورتش ....

جونکوک: تنها کسی که حق داره کُتَکِش بزنه منم!!!

و بعد اومد سمتت و از کلاس کشیدت بیرون ....

جونکوک: اینقدر بی اُرزه شدی که نمیتونی جلوی جینا از خودت دفاع کنی !(داد)
ات: چ..چرا خب سرم داد میزنی ....خواست من رو بزنه...منم....
جونکوک: تو از اول هم بی ارزه بودی ..‌‌..

این و بهت گفت و با نوچه هاش از کنارت گذشتن....

پاهات سست شد و خوردی زمین....اصلا متوجه ی حرفا و کار های جونکوک نمیشدی ....نه از اون موقع که عین چی زَدِت و نه از این موقع که ازت دفاع کرد ....چش شده بود ؟!

زنگ آخر: ......
دیدگاه ها (۵)

#درخواستی ادامه ی پارت ².....زنگ آخر: کیفِت رو از رو میز برد...

#درخواستی Part: ³لیا خواست لب جونکوک رو ببوسه که جونکوک کنار...

#درخواستی ادامه پارت ¹.....یهو موهات رو گرفت تو دستش و انداخ...

#درخواستی Part: ¹تو کلاس نشسته بودی و داشتی با خودکارت وَر م...

عشق مافیا پارت هفتم

سه پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط