بعضی روزها را با بی تفاوتی هر چه تمام می گذرانی

بعضی روزها را با بی تفاوتی هر چه تمام می گذرانی
آن قدر بی تفاوت که آماده ی بدترین اتفاقات هستی
انگار نه انگار که مورچه ای زیر پایت در حال جان دادن است
و یا بی خیال به این که ؛
کسی جایی به انتظار برای آمدنت ساعت ها نشسته است
مثل یک نوع خودکشی می ماند .
شبیه یک تنبیه برای خوب نبودنت .
خودت را در اتاق و خانه ات ساعت ها محبوس می کنی .
برای خودت مجازات تعیین می کنی .
با خودت لج می کنی و در تلاش برای پیروز شدن در نبرد با خودت چه کارها که نمی کنی
و
سرانجام این نبرد چه بی حاصل .
باز یک شروع و یک نگرانی در وجود
دلم یک لمس می خواهد ...
شبیه لمس تن یک دونده در خط پایان...
دیدگاه ها (۰)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

dark life=23

@aaa4853 تو عاطفه و مهر و احساس به دنیا اومدی؛ انگار از همون...

سناریو تهیونگ

اول برین پا این رو بخونید جالبه جاشدایا همیشه تنفر باقی می‌م...

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط