پارت نوزدهم

پارت نوزدهم
جیهوپ ویو
مثه همیشه یه شیشه دیگه مشروب رو تموم کرده بدم و با سر درد شدید از خواب بیدار شدم
نامجون ، چه عجب بالاخره بیدار شدی
هوپی، ولم کن حال ندارم
نامی ، پاشو بینم چته باز
هوپی ،ینی تو نمیدونی من چمه نه
نامی، بابا اون دیگه رفته میتونی کاریش کنی
هوپی سرو شو گرفته لایه دستاش
هوپی ،دخترشون
نامی ،چی کی
هوپی ،دختر ته با ا.ت به دنیا اومد
نامی ، تو از کجا میدونی حتی اعلامم نکرده بودن بچه چیه
هوپی ،خب من فهمیدم دیگه الان توضیحم بدم
جین ،هوی بچه جون پاشو ببینم بسه دیگه خوتو داغون کردی انقد الکل خوردی داری میمیری هر کیم که میاد سمتت میکشیش بسه دیگه یا برو به ا.ت بگو هنوز دوسش داری تو از اون موقع مگه از نزدیک دیدیش ها
نامی ، جین بسه
جیمین ، مگه دروغ میگه
نامی ،خب نه نمیگه
هوپی ،بچه ها من سرم خیلی درد می‌کنه باید بخوابم لطفاً برین خونه هاتون لطفاً
نامی ،باشه اما مشروب نخور
هوپی ،باسه نمیخورم
و میرن
ا.ت ویو
خدااااا رایا بسه من مغزم درو مد
آیییی خدا تهیونـ.. آخ یادم رفت رفته شرکت دخترم تو اینجا باش تا من بیام
رفتم بچرو گزاشتم تو تخت و رفتم دست شویی چون رو لباسم بالا آورده بود کارم طول کشید که بعد چند مین دیگه صدایی از بچه نیومد با نگرانی رفتم بیرون و رفتم تو اتاقش که دیدم یکی بغلش کرده از عطر شیرینو گرمش فهمیدم کیه خیلی وقت بود که من این بورو استشمام نکرده بودم رایا هم ساکت بود اون باباشو میخواست
هوپی ویو
داشتم نگاش میکردم خدا این بچه چقد آخه خوشگله که متوجه اومدن ا.ت شدم
برگشتم روبه روش
هوپی ، اسمش چیه
ا.ت، اینجا چیکار می‌کنی
هوپی ،اسمشو نگفتی
ا.ت ،رایا
هوپی ،رایا قشنگه
ا.ت ،تودهم نگفتی اینجا چیکار داری(یکم بلند)
هوپی ،هیششش این کوچولو تازه خوابیده بیدار میشه و بچرو میزاره تو تخت و میاد سمت ا.ت و تا ا.ت میخواست حرف بزنه بغلش می‌کنه
هوپی هیشش ساکت باش باشه
جیهوپ ویو
بوشو تو ریه هام دادم و گزاشتم از بغلش آرامش
ا.ت ، ولم کن
هوپی ، باشه
هوپی ا.ت من من دلم خیلی برات تنگ شده بود میدونی چقدر منتظر موندم تا برگردی هر شب با بوی لباسات می‌خوابیدم میدونی
ا.ت ،دیکه تحمل نداشتم و زدم زیر گریه
ا.ت، تو هم نمیدونی بدون تو چقدر سخت بود من داشتم میمردم و جیهوپ بغلش می‌کنه
ا.ت تو دلش
من نمی تونم زیر قولم بزنم
ا.ت ، من من الان دیگه ازدواج کردم لطفاً از این جا برو
هوپی ، ا.ت من
ا.ت ،برو
تهیونگ ، لازم نیست
ا.ت ،ته تهیونگ من
ته، آروم باش همه چیزو بهش بگو برین تو پذیرایی من پیش رایا هستم
ا.ت ،باشه
و میرن
و ا.ت تمام اتفاق هارو میگه همه چیرو
هوپی ،ینی اون الان بچه من (بغض)
ا.ت ، اره
هوپی، پس برو جم کن بریم دیگه بدو
ا.ت ، دوست دارم
هوپی ،من بیشتر سانشاینم.....
دیدگاه ها (۶)

Scenario_ fic_ story سلام بچه ها امید وارم خوب باشین من تو ت...

پارت بیست هوپی ، منم همین طور سانشاینما.ت و جیهوپ میرن به سم...

پارت هجده ا.ت، تو دلش خب جیهو‌پ دیگه منو نمیبخشه و بر نمی گر...

https://youtube.com/@raya13871اینم از آدرس کانالم

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

طراح عشق

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط