مریض بودم مامانم داشت داروهامو میداد، داداش کوچیکم اومد گ

مریض بودم مامانم داشت داروهامو میداد، داداش کوچیکم اومد گفت منم میخوام! مامانم گفت :الهی مامان برات بمیره اینا پی پیه فقط آبجیت باید بخوره! بچه هم گفت أه أه… رفت دنبال بازیش!!!!
فکو فامیله داریم!؟
دیدگاه ها (۳)

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

سلام...میخوام براتون یه داستان تعریف کنمنه از اون داستان های...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

چند پارتی (درخواستی)

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

علو 😃ثلامعلیکم وضعتان چونه مدل مو آوردم مدل موی کارلوسه قابل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط