من از دو کار نفرت دارم: یکی درد دل کردن،

من از دو کار نفرت دارم: یکی درد دل کردن،
که کار شبه مرد ها است،
و یکی هم از خود دفاع کردن، برای تبرئه ی خود جوش زدن،
که کار مستضعفین است، آدم های سست.
شجاع، به همدرد نیازمند نیست، از ناله شرم دارد.
مرد پاک را نیز، زندگی و زمان تنها نمی گذارند.
زندگی اش از او دفاع می کند.
پلیدان، هرگز پاک دامنی را نمی توانند آلود.
هر چند سنگ ها را بسته و سگ ها را رهانده باشند!



هبوط در کویر
دکتر شریعتی
دیدگاه ها (۱)

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

تو چهره کامیل دقت کرد. این که چقد آروم و دوست داشتنی به نظر ...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

'توهین به سینمای ایران واقعا یکی از شرم آورترین و خجالت آورت...

PT/1 ات یه چند وقتی بود که ...

ابلیس

💠متن نامه پدرانه و بسیار محبت آمیز حجت الاسلام قرائتی به دخت...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط