مى روى ومن تنها مى مانم همان لحضه اى که مى رفتى پرندگانى

مى روى ومن تنها مى مانم همان لحضه اى که مى رفتى پرندگانى که گفته بود براىم گرىه خواهند کرد هم اشفته بودند چه برسد به من که ىک ادمم
دیدگاه ها (۵)

از سفىد بودن اىن عکس تعجب نکن داشتم مقداز محبتى که به من مى ...

اهسته وساىل هاىت را جمع کن بگذار من هپ مثل فىلم ها از خواب ب...

همىن ىک پنجره را هم ببند بگذار تنهاىى امش تارىک بماند

اونى که مدعى بود عتشفتهتورو تو فاصله ها تنها گذاشت

او می‌بیندعادت نشود غیبت تو کاش برایمای آنکه بدون تو یتیم اس...

یک جوان رفت یک دل مادر شکست جوانی که باید زندگی می‌کرد، شد خ...

اگر مهربانی خدا نبوداگر مهربانی و عفو خدا که به هر بهانه‌ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط