پارت شش درد ابدی

پارت شش درد ابدی
ات ویو
سرمو کردم داخل گوشیم که عمو عو*ضیم پیدام کرد نوشته بود ب نوبت نوبت توعه ینی چی نفهمیدم گذاشتمش کنار
تینا خوشگلم بهتری
ات اره میگم نشرت چیه توهم تیکتاکر ضی
تینا مگه تو هستی
ات اره ده میلیون فالوور دارم
تینا پشمامممم داپ
ات اروم خنده
ات و تینا شرو کردن چالس رفتن بعدش
ویمینکوک پشت شیشه داشتن نگاه میکردن
کوک من مشکوکم ات بدجور از چیزی ک داخل گوضیس اومد ترسید
ته نبابا ولض
کوجمن میمونم ضماها برین
جیمین باضه
کوک ویو
منیک ه به عشق اول نگاه اعتقاد نداشتم ولی الان شدم عاشق ات شده بودم یکم ترسیدم نکنه کسی تحدیدش میکنه چون ته قبلا درباره عموض حرف میزد خیلی بده واستادم تا شب دیدم از اتاقش زد بیرون
ات ویو
حالم خوب نبثد رفتم خابیدم یهو کابوس دیدم از خاب پریدم من خیلی کابوس میبینم یجورایی برام عادی شده رفتم ی لیوان اب بخورم ک دستمال اومد جبث دهنم سیاهی
کوک ویو
دیدم یکی بیهوشش کرد انقددر زدم تینا درو باز کرد
تینا کوک چتههه
کوک تینا تینااا یکی اتو برد
تینا چیییی نههه
کوک جریان چیه
تینا ماجرارو تعریف کرد
کوک چییی
تینا به تهیونگ نگو
کوک باشه میرم دنبالشون
تینا ممنونم
کوک خاهش
کوک رفت پلاک ماشینی ک نوشته بود رو دوساعته هک کردو راهو پیدا کرد رفت دنبالشون
کوک وایی خدااا نکشنش
کوک ویو
رفتم با لگدو هرچی بلد بودم هحه رو زدم خودمم زخمی شدم خیلی دیدم صدای جبغ میاد ک احتمالن اته رفتم دیگه صداش نمیاد نکنه چیزیش شده رفتم داخل اتاق دیدم ات رو ل*خت کرده(خاهران لباس زیر تنشه) خیلی عصبی شدم رفتم مرده رو مثل چی زدم ات بیهوش بود خیلی ترسیدم براید استایل بغلش کردم بردمش گذاتمش داخل ماشین ی لباس تنش کردم رغتم بیمارستان
دکتر....
دیدگاه ها (۰)

پارت هفت درد ابدیهیچیش نیست خیلی ترسیده بود ببرینش الان خاب...

پارت هشت درد ابدیات هیچی نیکوک صورتت اینو نمیگه ات من ب کسی ...

پارت پنج درد ابدی*گمشینبیرونات تو گمشو عربدههمه پریدنته چتهه...

درد ابدی

part29 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》گفتن که فردا صبح به مقصد می‌رس...

part 17عشق پنهانات: خب کی میریم که ازدواج کنیم؟جونگ کوک: ساع...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط