من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی
دلو جانم به تو مشغول و نظر بر چپ وراست
تا حریفان ندانند که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو بدین نعت و صفت گر خرامی در باغ
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی
سعدی
دیدگاه ها (۲)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنییا چه کردم که نگه باز به م...

دل وجانم بتو مشغول نظر در چپ وراستتا ندانند حریفان که تو منظ...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی؟یا چه کردم که نگهْ باز ب...

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنییا چه کردم که نگه باز به ...

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط