من یه بوتیک لباس فروشی دارم دیروز دو تا دخـدر اومـدن خرید

من یه بوتیک لباس فروشی دارم دیروز دو تا دخـدر اومـدن خرید کردن یکیشـون کیـف پولشُ جا گذاشت ...
دوئیدم بیـرون :خانم؟خانم؟ واستا کیف پولتون!
دخـدره: وای مرسی عسلم...
من: خواهش
اومدم برم میبینم با اون صدای جیغش: کجا؟؟
من: تو مغازه! امری باشه؟
دخـدره: خشکه خشکه که نمیشه! یا شماره تو بده یا شماره مو بگیر!
من:|
خــدایا رحـــم کن!!!
دیدگاه ها (۱)

پارت چهارم《فردا صبح》از دید ا/ت وای خدا چقد خسته بودم آخيش رف...

ویو سولی +رفتم تو کافه که با رونا روبه رو شدم میدونید اون دخ...

پارت ۱۵ فیک کوک

𝐀𝐥𝐨𝐧𝐞 𝐢𝐧 𝐒𝐞𝐨𝐮𝐥 فصل ۶ پارت ۱۰

همسایمون عطرمشهدی برامون سوغات آوردهریختمش توی کولر...حال هو...

#پارت_سی_نه #غریبه_آشنائونسو رفتیم توی یه مغازه خیلی بزرگ لب...

رمان چه گناهی کردم؟درس-مریضی-یاتوقسمت ششم یا قسمت اخرچقدر من...

پارت دهم

عاشقم باش part 12

دسته گل دوست داشتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط