دکتر اومد تا بگه ک سوجین رو ببریم

دکتر اومد تا بگه ک سوجین رو ببریم
-:لیسا
+:بله
-:من نمیتونم با شما بیام
+:چرا
-:من...
+:ن نمیزارم جایی بری گذاشتم تنها شدی این شد
-:باش
×:خانوما اگ حرفاتون تموم شد بریم؟
+:بل
راه افتادیم بعد ۱ ساعت رسیدم خونه کوک مارو گذاشت دم در
+:کوک نمیای بالا
×:ن دیگ من برم باز حرف میزنیم
+:باشه هر جور راحتیف
رفتیم خونه شام درست کردم با سوجین خوردیم
بعد ب فیلم نگا میکردیم
-:لیسا
+:بل
-:کوک قرار بود ی چیزی بهت بگه گف
+:چه چیزی
-:عام پس نگفته ولش
+:چ حرفی بگو منم بدونممم
-:از دهن خودش بشنوی بهتره
+:اوف بگو
-:ن
باشه
رفتیم بخوابیم خوابم نمیومد،رفتم ی دوش گرفتم راحت شدم رفتم خوابیدم
صبح شد،رفتم تا دست و صورتم رو بشویم دیدم سوجین همه چیز آماده کرده برا صبحانه
-:صبح بخیر لیسامم
+:صب بخیر ،واییی باید زود برم دست رو صورتم رو بشویمم
-:چرا،جایی میری
+:ن دلم برا،صبحانه حاضر کردنات،دست پخت هات تنگ شده باید زود بیام بخورم
-:باشه باشه
+:عا، من چ گستاخم نپرسیدم حالت چطور عزیزم بزا بوست کنم
-:مرسیی
صبحانه رو خوردیم با سوجین تصمیم گرفتیم بریم دور بزنیم


پارت دهم

#سناریو
#بلک_پینک
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۱)

پروف ست با بست فرندت#بست_فرند

#نفر_بعدی_در_کار_نیست #نفر_بعدی_در_کار_نیست #love #ما_پشتتیم...

پروفایل#پروفایل

اوف این ویدیووووو🙂🥲

سرنوشت من part5《ویو ات》پتو رو پس زدمات: یعنی چی خوش بگذرونیم...

part34 عشق پنهان 《ویو ات》صبحونه ای که جونگ کوک آماده کرده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط