دلِت که می لرزید، من با خودم گفتم: «هنوز بارونه» !!

دلِت که می لرزید، من با خودم گفتم: «هنوز بارونه» !!
دیدگاه ها (۳)

کاش در زندگی بگونه ای بودم که وقتی به یاد عدالت، صداقت و مهر...

ای دوست قبولم کن و جانم بستان!

با دگران در گلشن نوشی مِی،من ز فِراقت ناله کنم تا کی؟

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من!

بارون بارونه بارونه 🍄✨

گاهی جلوی آیینه می ایستم …خودم را در آن می بینم…دست روی شانه...

بارونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط