در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالیکه گویی ایستاده بودم !
چه غصه هایی که فقط به سپیدی مویم حاصل شد در حالیکه قصه کودکانه ای بیش نبود !
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمی شود !
به همین سادگی ...
دیدگاه ها (۳)

لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخِ سرخ....

رفیق جان!بچه جان!بیست _ بیست و دو سالگی وقت عاشقی نیست.مثل و...

می ترسم دلم را بتکانم ،تمام شهر "تو" شود ...

وقتی هٖمه جااز غزل من سخنی هستیعنی همه جا تو،همه جا تو ،همه ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط