زیبا ترین رویا p31

زیبا ترین رویا p31
خندم گرفت که یهو در خونمون زنگ خورد برگشتم طرف صدا مامان رفت در رو باز کرد چی!اون...
ویو رها و نهال و با مادرشون:
عمه‌ی عوضی:ببینین ا.ت و لیا از کره اومدن و قراره بریم بهسون طلسم کنیم
عمه‌ی عوضی۲:فکر خوبیه
رها:تنها هدفم اینه که زندیگیشون رو خراب کنم
نهال:ببین چطور رفتن کره!تازه خوانتده هم هستن این منو میسوزونه
ویو ا.ت:
شت اون دختر عمه‌هام و با دختر عمه هام اونا اینجا چه گوهی میخورن
عمه۱:سلااااممم(با سیاست
عمه۲:مشتاق دیدنت بودم
رها و نهال:سلام زندایی
مامان:سلام
همشون:سلامممم
ا.ت و لیا:سلام
سریع رفتم تو اتاقم و لباسمو عوض کردم یه تیشرت و شلوار باز نپوشیدم چون که داییم اینا قراره بیان و قلبشون بیش از حد مشکیه از اتاق نرفتم بیرون دارز کشیدم رو تخت و با گوشی ور رفتم که یهو در باز شد و مامان اومد و گفت بیا بیرون چون مهمون جدید اومد
رفتم ییرون
ا.ت:عررر آیووو توام از کره اومدییی
بغلش کردم
آیو:سلام خوش هیکل چطوری
ا.ت:خوبم
ویو رها:
شتتت اون با دختر داییش خیلی صمیمیه اگه با من صمیمی بود میتونستم زندگیش رو خراب کنم اَه از اون آیو متنفرم!!
ویو هیچکس:
ا.ت:سلام زندایی و سلام دایی و سلام داداش
آبو:ا.ت بیا بریم بازی کنیم
ا.ت:😂😂حرفای بچگیمون وقتی همدیگر رو میدیدم
آیو و لیا و ا.ت:😂😂😂
بقیش تو پارت بعدی
دیدگاه ها (۰)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

دختر تنها {2}

پارت ۴ (سرنوشت)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط