۲ستاره و ۳ماه
۲ستاره و ۳ماه
پارت ۶۷
آنیا[چرا🍅اینو گفتم اصن به من چه اونروز به جولیا میگفت عزیزممم الان از من متنفر میشهه]
دامیان[خوبه انیا حداقل تو تظاهر خوبه]
میا:میدونم دروغ میگی معلومه دختره اصن دوست نداره
دامیان[یکم خب راست میگه دیگه]:نخیرم چرت و پرت نگو
آنیا:ببخشیدا چطور با دوست پسرم اینجوری حرف میزنییی؟
میا:با خودت رو راست باش عزیزم
*و بعد رفت فکر نکنین همین جا تموم شده جلو تر سرو کلش پیدا میشه*
و بعد همگی رفتن خونه
ذهن آیسا تو ماشین[واییی چرا اونجوری شد همش تقصیر منهه اولکا اونقد زخمی شد اخرشم گفت هیچ چیز مهمی نیست رفت خونششش واییی خیلی بد شد همچی تقصیر منهه]
ذهن آنیا[میا چرا اونجوری گفت؟چرا اونجوری گفت؟البته راست میگه خب ولی اگه انقد تظاهرم بد باشه دیگه نمیتونم ماموریت بابا رو درست کنممم🥲]
پارت ۶۷
آنیا[چرا🍅اینو گفتم اصن به من چه اونروز به جولیا میگفت عزیزممم الان از من متنفر میشهه]
دامیان[خوبه انیا حداقل تو تظاهر خوبه]
میا:میدونم دروغ میگی معلومه دختره اصن دوست نداره
دامیان[یکم خب راست میگه دیگه]:نخیرم چرت و پرت نگو
آنیا:ببخشیدا چطور با دوست پسرم اینجوری حرف میزنییی؟
میا:با خودت رو راست باش عزیزم
*و بعد رفت فکر نکنین همین جا تموم شده جلو تر سرو کلش پیدا میشه*
و بعد همگی رفتن خونه
ذهن آیسا تو ماشین[واییی چرا اونجوری شد همش تقصیر منهه اولکا اونقد زخمی شد اخرشم گفت هیچ چیز مهمی نیست رفت خونششش واییی خیلی بد شد همچی تقصیر منهه]
ذهن آنیا[میا چرا اونجوری گفت؟چرا اونجوری گفت؟البته راست میگه خب ولی اگه انقد تظاهرم بد باشه دیگه نمیتونم ماموریت بابا رو درست کنممم🥲]
- ۷۹۹
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط